شماره روزنامه ۶۵۹۸
|

از تصمیم‌های مربیان چه می‌‌توان آموخت؟

رهبران کسب‌وکارها معمولا مجبورند زیر فشار سنگین و با اتکا به اطلاعات ناقص یا متناقض، تصمیمات مهمی بگیرند. نحوه تصمیم‌گیری آنها نه تنها عملکرد تیم و سازمان، بلکه آینده شغلی خودشان را هم به شدت تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. سرمربیان نخبه ورزشی نیز دقیقا همین کار را انجام می‌دهند. با دو فاکتور حیاتی که ریسک…

کارکنانی که با وجود پیامدهای منفی در برابر بی‌اخلاقی سکوت نمی‌‌کنند، ممکن است به مزایای اعتباری برسند

رفتارهای غیراخلاقی در محیط‌های کاری پدیده‌ای فراگیر و زیان‌بار هستند و سالانه هزاران‌ میلیارد دلار خسارت به سازمان‌ها در سراسر جهان وارد می‌کنند. بر اساس گزارش سال ۲۰۱۴ «انجمن بازرسان رسمی فساد» درباره فساد و سوءاستفاده‌های شغلی، فساد به تنهایی سالانه حدود ۵ درصد از درآمد سازمان‌ها را از بین…

اخبار مدیران روزنامه شماره ۶۴۸۵

    سه‌شنبه، ۲۳ دی ۱۴۰۴
  • با وجود دردسرهای فعالیت مدیران عامل در رسانه‌های اجتماعی، برخی می‌گویند شاید «بدنامی بهتر از گمنامی باشد»‌

    روزنامه شماره ۶۴۸۵

    فرصت‌ها و تهدیدهای اینفلوئنسر شدن مدیران

    سال‌ها بود که «بریدن والیک» در صفحه لینکدین خود محتواهای گوناگونی، از تجربه‌های مدیریتی گرفته تا تصاویر حیوانات را منتشر می‌کرد. اما یک پست سرنوشت‌ساز در آخرین روزهای تابستان او را شوکه کرد. والیک تصویری سلفی با چشمانی اشک‌آلود منتشر کرد و در آن از فشار روانی ناشی از تعدیل نیرو سخن گفت. این اقدام، او را در فضای مجازی به «مدیرعامل گریان» مشهور کرد. او که پستش بیش از ۵۷ هزار لایک و ۱۰ هزار کامنت گرفت، می‌گوید: «صبح که بیدار شدم، به مدیر بازاریابی شرکت پیام دادم و گفتم فکر می‌کنم محتوایم به‌شدت فراگیر شده است.»
  • تروماهای کودکی، چگونه سد راه مدیران می‌شود؟

    نخستین باری که با یکی از مراجعان جدیدم که مدیرعامل یک شرکت بازاریابی بود، دیدار کردم، برای هدایت و مدیریت یکی از اعضای سخت تیمش مستأصل شده بود. آن همکار مهره ارزشمندی برای سازمان به شمار می‌رفت، اما خودمحوری‌اش عملکرد کارکنان زیردستش را تضعیف می‌کرد. این رهبر سازمان باید اقدامی انجام می‌داد، اما مدام دست ‌دست می‌کرد، انگار احساس مسوولیت افراطی فلجش کرده بود. خودش می‌گفت: «از اینکه شرایط کاری کسی را تغییر دهم و باعث شوم حس بدی پیدا کند، احساس گناه می‌کنم.»
  • کارآفرینان چگونه از ذهنیت سازمانی رها شوند؟

    فرض کنید که از شغل خود استعفا داده‌اید تا به جای پایبندی به ساعات کاری ثابت و کار کردن از ۹ صبح تا ۵ بعدازظهر، بتوانید کنترل بیشتری بر زمان خود داشته باشید. هدف شما انعطاف‌پذیری، خودمختاری و آزادی برای سازماندهی ساعات کاری بر اساس شرایط زندگی خود و نه دیگران بوده است. اما این ویژگی‌ها در بسیاری از رفتارهای شما دیده نمی‌شود: از یک مشتری عذرخواهی می‌کنید که پیامش را بلافاصله پاسخ نداده‌اید؛ از اینکه یک بعدازظهر سه‌شنبه فقط ۴ ساعت کار کرده‌اید، عذاب وجدان دارید؛ رأس ۹ شب نیز بسترهای دیجیتال برگزاری جلسات مانند زوم و اسلک را فقط طبق عادت قدیمی چک می‌کنید.
۱